تبليغاتX
بارون بی نهایت....یه اسمون ابی

بارون بی نهایت....یه اسمون ابی

ترانه باران کن ترانه مبمونه×××خدای عالم هم ترانه میخونه

سلام

 

سلام دوستای خوبم امسال تابستون با ۳ تا البوم از

کارای من مهمونتون میشم ۳تا البوم با بهترین ترانه های

من حتما از شنیدنش جا میخورید میدونم و

مطمئنم این ۳تا البوم میترکونه

امسال

منتظر خبرای جدید باشید اشنایی بیشتر با کارا و

خواننده ها و وبلاگ رسمی من باشه برای تابستون

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 18:6  توسط مریم   | 

کاش نبود

 

کاش پنجره ی اتاق من هیچوقت

روبه پنجره ی اتاق تو باز نمیشد

کاشکی دل من وقتی که چشم تورو دید

عاشق حس غریب پر پرواز نمیشد

کاش از اون اول قصه میدونستم که چرا

تو میای کنارپنجره برام شعر میخونی

کاشکی معنی تموم حرفاتو همون یه بار

متوجه میشدم میفهمیدم که توی دنیام نمیمونی

کاش میدونستم چرا مقابل بای بای من

دستتو هیچموقع تو واسم تکون نمیدادی

کاش میفهمیدم چرا همیشه تو کنار پنجره بودی

منم بودم ... اما هیچکسی باهات نداشت کاری

کاش میدونستم چرا جواب چشمکهای پی در پی من

 درمقابل نگاه ناز چشم تو همیشه بی جواب بود

کاش میدونستم که چرا داشتن تو

فقط مثه قصه های قدیم قدیمی توی خواب بود

کاشکی برات موشکای کاغذی رو با ادرس و تماسم

نمیفرستادم تا ازجواب ندادنات دلم بگیره

که حالا میون این همه سوال بی جواب

نامه و چشمکای من و جواب ندادنات دلم بمیره

کاش  قصه این تمتم حرفایی که گفتم توی این دنیا نبود بود

کاش اصلا .....اصلا اصلا چشم تو

نا.........نا..........نابینا نبود

 

شاعر (( مریم  )) **/ ترانه ی من /

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:52  توسط مریم   | 

یه راه نو

سلام دوستای خوبم

مدتی بود مطلب جدیدی ننوشته بودم یا بهتر بگم وبلاگ تعطیل شده بود اما اینبار با یه شعر جدید فضا رو تغییر دادم

**********************************************

زندگی

 

تو میگی زندگی چیست؟

زندگی صحنه یک نمایشه

که در اون

ما یه مشت بازیگریم

هرکسی تو این نمایش نقشی بر عهده داره

یکی یه ادم خوش خیال که نقشی نداره بازی کنه

و فقط لباس بازیگری رو کرده به تن

یکی دیگه ادمیست که شبها رو بدون شام

سر روبالش میزاره

ولی یه دل پر از امید داره

یکی هست که ساعتاشو با خدا میگزرونه

ولی اون یکی داره با تمام خودخواهی

دل میسوزونه

یکی تو گوشه یه خیابون افتاده داره

واسه ی یه لقمه نون داره جونشو میده

ولی اون یکی داره حجم پولاشو

به همه به این و اون نشون میده

ولی تو یادت نره

این نمایش یه روزی تموم میشه

دیگه اون لحظه کسی نیست که گرسنه بمونه

تا جون بده

چون همه مثل همند

هیچکسی هیچی نداره که بخواد برتریشو نشون بده

چون که اون لحظه همه برابرند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:12  توسط مریم   | 

تا وبلاگ جدید راهی نیست

سلام به دوستای خوبم انگار جناب هکر دست از بچه بازی برداشته و نظرات رو باز کرده

ولی این وبلاگ دیگه وبلاگ نمیشه

نظراتتون رو تایید میکنم

 وبلاگ جدید که راه افتاد ادرسش رو حتما تو همین وبلاگ میدم تا شما رو از همکاری هام با خبر کنم

تا وبلاگ دوباره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:42  توسط مریم   | 

یه ........

یه داستان واقعی

با سلام خدمت همه دوستای خوبم از اینکه نمیتونم نظرات محبت امیز شما رو تایید کنم معذورم چون جدیدا یه ادم پیدا شده که به خاطر کمبود محبت یا کمبود عقل یا کمبود هر چیزی وبلاگ منو هک کرده وجلوی نظرات شما دوستانم رو میگیره این اقای روانی که من حتی از نوشتن اسم کثیفش چندشم میشه کسی نیست جز (( کریم دیناروند )) که با ایجاد مزاحمت برای من و یا خالی کردن عقده های چندین و چند سالش وبلاگ منو هک کرده و حالا ادعا میکنه که حتی نمیدونه هک یعنی چی؟؟؟؟؟؟ واقعا مسخره است و جای تاسف داره اگه تا حالا تو وبلاگ شاعر خوب کشورمون خانم ((ترانه مکرم)) رفته باشید و نظراتشونو خونده باشید میبینید که این اقای عقده ای چه مزاحمت هایی که برای خانم مکرم درست نکرده از مزاحمت های تلفنی گرفته تا گذاشتن کامنت های تهدید امیز با اسمهای متفاوت و هک کردن وبلاگ ایشون و.................البته الان دیگه خانم مکرم نظرات رو پاک کردن ولی تمام کسانی که قبلا با وبلاگ ایشون در تماس بودن همه چیزو میدونن نمیخوام پای خانم مکرم رو پیش بکشم ولی دونستن این حرفا بد نیست تا شاید کسایی که این اقا رو نمیشناسن بهتر بشناسنش و به حرفای چرت و پرتش گوش نکنن اون کثافت ادعا میکنه منو نمیشناسه اگه اون منو نمیشناسه چرا همون روز اولی که  وبلاگ درست کردم تو نظرات برای من نظر گذاشته؟؟؟؟؟ ((تو اخرین پست میتونید ببینید)) ویا وقتی وبلاگ زد برای طرفداری به ظاهر از خانم مکرم وبلاگ منو تو پیوندهاش نوشت ؟؟؟؟؟ و جالب تر اینکه من اگه اونو نمیشناختم چرا من باید همچین افی رو براش بزارم؟؟؟؟؟ وجالب تر از همه اینکه اون هر روز برای من اف میزاره با کلی بد و بیراه که من از همین جا اعلام میکنم که هیچکدوم از اف هاشو نمیخونم وهمه رو به خودش برمیگردونم در ضمن جدا از حرفایی که گفتم باید به خانم مکرم بگم ترانه خانم مواظب خودت باش و فریب یه همچین ادمی رو نخور البته اون که ادم نیست((همون اقای عقده ای و روانی)) و ضعف دیگرش اینجاست که البته تا زمانیکه اینارو نخونده شاید از تو وبلاگش حذفش نکنه که تو وبلاگش نوشته ((وبلاگشو حذف میکنه))

بالاخره از یه ادم روانی و عقده ای نمیشه زیاد توقعی داشت و اینجور ادما حرفای چرت زیاد میزنن توصیه میکنم اقای روانی خودتو حتما به یه روانپزشک نشون بده 

الهی که چشم حسود بترکه و همه بیماران روانی و انسانهای عقده ای شفا بگیرن

شاید براتون جالب باشه بدونید این اقا کیه این ادرس وبلاگشه

www.taranehmokarram1387.blogfa.com

که وبلاگی ظاهری برای ترانه مکرم ساخته

البته بعید نیست بازم حرف بزنه جاهای دیگه که من بی خبر باشم ولی هرچی میگه بدونید همش دروغه و صحت نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:21  توسط مریم  

تشابه

توجه                                                               توجه

به خاطر تشابه اسم وبلاگ با چند وبلاگ دیگه اسمشو تغییر دادم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:56  توسط مریم  

سلامی مجدد

باز هم یه بهار گذشت و باز هم یه پله از نردبون عمر بالا رفتیم

سال ۸۷ بالا خره اومد

یکی دیگه از کارامو براتون میزارم شاید فضای سال ۸۶ از این وبلاگ بره


نمیدونستم

عشقمو قبول نداری

حرفامو باور نداری

دلمو زدم به نامت

ولی تو خبر نداری

بزار این بازی تموم شه

چه با خوبی چه با تلخی

اخرش برام مهم نیست

چون بازم تو سرده سردی

گفته بودن که تو اسون

دل میدی و پس میگیری

ولی من باور نکردم

تا حالا که داری میری

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:45  توسط مریم   | 

دنبال تو

برای پیدا کردنت

سراغ هرکسی میرم

برام مهم نیست کی باشه

دوستم باشه یا دشمنم

برای پیدا کردنت دنیارو من میگردم

شاید که پیدات کنم و اروم بگیره دردم

هر جایی سر میزنم کسی تورو ندیده

از هر کسی میپرسم

جواب((نه)) رو میده

دلم هنوز امید داره

میدونه که پیدا میشی

دلسرد نگشته قلب من

چون همه ی ارزوشی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:21  توسط مریم   | 

تو رفتی و...............

نگران از اسمون ابری

که بارون بیادو بر نگردی

دل من هوای تورو داره

رفتی و از دل تنهام

تو یه بار یادی نکردی

این شب سیاه و بد

منو تا کجاها برد

توی این خیال سرد

دشمن خوبیها شد

تویی که قلب منو احاطه کردی نازنین

با خودت بردی دلم رو تا کجای این زمین

تو وفا نکردی و رفتی شکستی عهدمونو

نمیدونم شنیدی تاپ تاپ قلب اسمونو؟؟؟

دل من چو اسمون غرید و بارون بارید

اما چشم من تورو هرگز تو رویا هم ندید

حالا من تنهای تنها شده ام ای بی وفا

ولی باز عشقتو دارم با همه خاطره ها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:18  توسط مریم   | 

تو فقط تو قلبمی

صدای نفس نفس هات میرسه به گوشم

صدای تاپ تاپ قلبت میرسه تا اینجا

صدای قدم قدم اومدنت

صدای اسممو فریاد زدنت

میاد تا اینجا

من برای دیدن تو میگذرم از هر کسی

مانع هارو برمیدارم

سدهارو کنار میزارم

تا به هم ما برسیم

همیشه بودی و هستی توی قلب عاشقم

همیشه اسم تو هست روی لبهام تو دلم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:16  توسط مریم   |